احمد قلى زاده
15
واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
از شعب اجماع دخولى است و آن است كه خود شخص اقوال يا فتاواى علما را تتبع نكرده بلكه مردم يك شهر يا يك عصر رفتهاند و فتاواى علما را تتبع نموده و تحصيل اجماع كردهاند سپس در حد تواتر آمدهاند و براى اين شخص نقل اجماع كردهاند ، تا آنجا كه اين شخص يقين كرده كه امام ( عليه السّلام ) در ميان مجمعين بوده و لو بشخصه شناخته نشده است . اجماع سكوتى به فتوايى كه توسط فقيه يا فقهايى صادر گردد ، سپس آن فتوا در ميان فقهاى عصر منتشر شود ، و مدتى بگذرد ، و هيچكس با آن مخالفت نكند ، اجماع سكوتى گويند ، اينگونه اجماع از نظر فقهاى اماميه فاقد ارزش است ، زيرا به ساكت نمىتوان نظرى را منتسب كرد . اجماع عملى آن است كه فقها بر زبان چيزى اظهار نكردهاند ولى در عمل چنين كارى كردهاند مثل عمل به خبر واحد ثقه كه از زمان صحابه و تابعين و اصحاب ائمه تا زمان ما مرسوم بوده است . اجماع قولى آن است كه تمام فقهاء بر امرى از امور دينيه فتوى دهند از حيث كاشفيت از قول امام ( عليه السّلام ) . براى مثال همه بگويند نماز جمعه واجب است . اجماع لطفى اجماعى است كه از طريق لطف حاصل مىشود و بيانش آن است كه : هرگاه علما عصرى از اعصار بر حكمى از احكام شرعيه اتفاقنظر پيدا كردند مثلا